لغت نامه دهخدا
حسن رامهرمزی. [ ح َ س َ ن ِ هَُ م ُ ] ( اِخ ) ابن عبدالرحمان بن خلاد فارسی حافظ، مکنی به ابومحمد. درگذشته 360 هَ. ق. او راست: «ادب الموائد» «ادب الناطق »، «امام التنزیل » وهفده کتاب دیگر. ( هدیة العارفین ج 1 صص 270 - 271 ).
حسن رامهرمزی. [ ح َ س َ ن ِ هَُ م ُ ] ( اِخ ) ابن عبدالرحمان بن خلاد فارسی حافظ، مکنی به ابومحمد. درگذشته 360 هَ. ق. او راست: «ادب الموائد» «ادب الناطق »، «امام التنزیل » وهفده کتاب دیگر. ( هدیة العارفین ج 1 صص 270 - 271 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شعر اشاره به خداحافظی غمانگیز و بیبازگشت ایرج از پدرش فریدون در عزیمت بهسوی توران است. این اشعار در آن زمان نزد فارسیزبانان شهرت داشته و بهویژه دریانوردان آنها را میخواندهاند بهطوریکه سعدی، شهریار رامهرمزی و ابن بطوطه نیز از سرودهای دریانوردان فارسی یاد کردهاند.
💡 رزم آرا در فرهنگ جغرافیایی ایران مینویسد، مردم رامهرمز شیعه و فارسی زبان هستند.امروزه گویشهای مختلفی در شهر رامهرمز به کار میرود. از جمله گویش رامهرمزی (رومزی) که یکی از گویشهای زبان فارسی است و بین مردم بومی شهر رامهرمز در استان خوزستان به کار میرود[نیازمند یادکرد دقیق]
💡 مردم رامهرمز به گویشها و زبانهای گوناگون از جمله گویش رامهرمزی (از گویشهای زبان فارسی)، لری بهمئی، لری بختیاری، لری بویراحمدی و عربی سخن میگویند.مردم رامهرمز از اقوام گوناگون از جمله فارسیزبانان، لرها و عربها هستند.