حسن جوهری

لغت نامه دهخدا

حسن جوهری. [ ح َ س َ ن ِ ج َ هََ ] ( اِخ ) ابن علی بن محمد، مکنی به ابومحمد حافظ محدث. درگذشته 454 هَ. ق. او راست: «الامالی ». ( هدیة العارفین ج 1 ص 276 ).

فرهنگ فارسی

ابن علی بن محمد مکنی بابومحمد حافظ محدث اوراست الامالی

جمله سازی با حسن جوهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیک کسی را ز چنان جوهری هیچ نه شرح و نه بیان دیده‌ام

💡 سراسر آفرینش بر تو پرداخت ز نقش جوهری خورشید بگداخت

💡 لرزد چنان که بر گهر خویش جوهری بر آبروی فقر و قناعت گدای ما

💡 در اشکم را عجب نبود اگر لعلش خرید جوهری داند بهای گوهر یکدانه را

💡 همی گفت با هر کس از هر دری که هست این گرانمایه‌تر جوهری

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز