لغت نامه دهخدا
حسن تکین. [ ح َ س َ ت َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالمعالی حسن تکین و آل افراسیاب و لباب الالباب شود.
حسن تکین. [ ح َ س َ ت َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالمعالی حسن تکین و آل افراسیاب و لباب الالباب شود.
حَسن تَکین ( ـ۵۲۶ق)
(مشهور به قِلِج طَمْغاج ابوالمعالی حسن بن علی بن عبدالمؤمن) شاهزاده سلسلۀ ایلک خانیان و نهمین امیر و فرمانروای ماوراءالنهر در ترکستان غربی. حسن تکین فرزند علی بن عبدالمؤمن و خواهرزادۀ سنجر بود که سلطان سنجر هنگام لشکرکشی به سمرقند (۵۲۴ق) ماوراءالنهر را به وی سپرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انگین برای باور پذیرتر بودن تکین بولوت وزنش را به پایینتر از ۶۰ کیلوگرم رساند.
💡 پهلوانان دل ز جان و جاه آنگه برکنند کافکندشان روزگار از طاعت طغرل تکین
💡 اختیار تاج و تختش نیست ورنه چیست کم از دگر شاهان شکوه و شوکت طغرل تکین
💡 تو و ظلمت از حضور و غیبت خورشید دان امن و تشویش از حضور و غیبت طغرل تکین
💡 با خرد گفتم که بیرون سپهر احوال چیست گفت دانی از که پرس از همت طغرل تکین