لغت نامه دهخدا
حسن تالشی. [ ح َ س َ ن ِ ل ِ ] ( اِخ ) ابن حسین تبریزی. مدرس شافعی، ملقب به حسام الدین در تبریز بزاده و در قسطنطنیه در 964 هَ. ق. درگذشت. او راست: بحرالافکار و جز آن. ( هدیة العارفین ج 1 ص 289 ).
حسن تالشی. [ ح َ س َ ن ِ ل ِ ] ( اِخ ) ابن حسین تبریزی. مدرس شافعی، ملقب به حسام الدین در تبریز بزاده و در قسطنطنیه در 964 هَ. ق. درگذشت. او راست: بحرالافکار و جز آن. ( هدیة العارفین ج 1 ص 289 ).
ابن حسین تبریزی مدرس شافعی ملقب به حسام الدین در تبریز بزاده و درقسطنطنیه درگذشت اوراست بحر الافکار و جز آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دی در زبان تالشی بهمعنی ده یا روستا است و جو بهمعنی جا، جای، جایگاه یا مکان و روستا است و دیجو یا دیجا یعنی جایگاه روستا.
💡 ارچ و وان دو واژه تالشی و بهترتیب بهمعنای آسیاب و آبادی هستند و معنای کلی ارچوان بهصورت آبادی آسیابها است.
💡 مردم بومی این شهرستان از قوم تالش هستند و زبان اکثریت مردم این شهرستان، زبان تالشی میباشد. زبان تالشی از خانواده زبانهای کاسپین است و به زبان گیلکی و همچنین زبان پهلوی قدیم نزدیک است.
💡 زبان سمنانی که در شهر سمنان و استان سمنان (که در شمال ایران و مرکز ایران است) تکلم میشود، تالشی و تاتی جز این خانواده هستند.
💡 ماساللی (به لاتین: Masallı، تالشی: Masal یا Masalon) شهری در شهرستان ماساللی کشور جمهوری آذربایجان است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۹۸۹ میلادی، ۱۴٫۷۴۶ نفر و بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی، ۹٫۸۰۰ بودهاست.
💡 سیو در زبان تالشی بهمعنی سیاه و اُو بهمعنی آب است و سیاُو بهمعنی آب سیاهرنگ است.