لغت نامه دهخدا
حساب تراش. [ ح ِ ت َ ] ( نف مرکب ) کسی که برای دیگران حساب سازی کند. جعل کننده صورت حساب.
حساب تراش. [ ح ِ ت َ ] ( نف مرکب ) کسی که برای دیگران حساب سازی کند. جعل کننده صورت حساب.
کسی که برای دیگران حساب سازی کند جعل کننده صورت حساب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در چشم عقل هرکه بود سر حساب تر ناکام تر کسی است که شد کامیاب تر
💡 آيه (212): زين للذين كفروا الحيوة الدنيا و يسخرون من الذين آمنوا و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة و الله يرزق من يشاء بغير حساب.
💡 تفلیس در طول تاریخ سکونتگاه مردم مختلفی با نژاد، فرهنگ و مذاهب مختلف بودهاست ولی امروزه از نظر مذهبی در شمار شهرهای مسیحی ارتدوکس شرقی به حساب میآید.
💡 نه محاسن شیم ترا بشمار وهم شماره ای نه معالی همم ترا به حساب عقل نهایتی
💡 باشگاه فوتبال آپوئل با ۲۱ قهرمانی پرافتخارترین تیم این سری مسابقات به حساب میآید.
💡 از شمار نفس خویش نگردم غافل هر نفس نقد بود روز حسابی که مراست