لغت نامه دهخدا
حزینی مشهدی. [ ح َ ی ِ م َ هََ ] ( اِخ ) نامش میرسیدمحمد است. احوالش در آتشکده آذر ( ص 86 ) و روز روشن ( ص 168 ) آمده است. ( ذریعه ج 9 ص 236 ).
حزینی مشهدی. [ ح َ ی ِ م َ هََ ] ( اِخ ) نامش میرسیدمحمد است. احوالش در آتشکده آذر ( ص 86 ) و روز روشن ( ص 168 ) آمده است. ( ذریعه ج 9 ص 236 ).
نامش میر سید محمد است احوالش در آتشکده آذر آمده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من کیم، زاری حزینی بیدلی غم خوری بی غمگسار افتاده ای
💡 می نوش به شادی و تو خوش باش که من دارم دلی و دل حزینی که مپرس
💡 چه دید، دید ضعیفی فتاده عاجز و مضطر چه دید، دید حزینی نشسته واله و حیران
💡 امید اثر ز نالهام هست که باز مینالم و ناله حزینی دارم
💡 تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم انیس قلب حزینی و جان برای تو دارم
💡 تو تشنه غزل شهریار و من به که گویم که شعرتر نتراود برون ز طبع حزینی