حزن بنی جعده

لغت نامه دهخدا

حزن بنی جعده. [ ح ِ ن ِ ب َ ج َ دَ ] ( اِخ ) نام موضعی است و گفته اند که حزن غاضرة میان این حزن و حزن بنی یربوع واقع است. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با حزن بنی جعده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپس روى به جعده كرد و فرمود: اى دشمن خدا مرا كشتى، خدا ترا بكشد، به خدا سوگندبعد از من نصيبى نخواهى داشت، آن شخص ترا فريب داده، خدا ترا و او را به عذاب خودخوار فرمايد.

💡 از حلم امام آنكه: وقتى امام حسين عليه السلام از برادر درباره قاتلش سؤال كرد، حاضر نشد اسم جعده را به زبان بياورد.

💡 البته اين ناراحتيها بزودى فروكش كرده و شب نشده، خاتمه يافت و معاويه با دادنپيشكش هاى گرانبهاى فراوان، آنان را از خود خرسند كرد. معاويه به عتبه گفت: تونسبت به جعده چه مى كنى.

💡 جعده هميشه ملازم على (ع ) بود. روزى حضرت على (ع ) مى خواست سخنرانى كند. جعدهسنگى نصب كرد و حضرت على (ع ) در حالى كه لباس پشمى پوشيده و شمشير خود رابا ليف خرما حمايل كرده و در پايش دو كفش از ليف خرما بود و پيشانيش پينه بسته بود،بالاى آن سنگ رفت و براى مردم سخنرانى كرد. (724)

💡 حضرت امير (ع ) بعد از بازگشت از جنگ جمل، جعده بن هبيره مخزومى را به خراسانفرستاد و چون به نيشابور رسيد و دانست كه مردم آن منطقه كافر شده اند، بازگشت واميرالمؤ منين (ع )، خليد بن قرّه يربوعى را فرستاد. او نيشابور را محاصره كرد و اهالىآنجا با او صلح كردند. مردم مرو نيز با از در آشتى برآمدند. (709)

💡 اين بود گزيده اى از شرح حال جعده پسر خواهر حضرت امير (ع ) كه از طرف آن حضرتبه كارگزارى خراسان انتخاب شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران