لغت نامه دهخدا
حبیب درودگر. [ ح َ ب ِ دُ گ َ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب نجار شود.
حبیب درودگر. [ ح َ ب ِ دُ گ َ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب نجار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت درودگران در سال ۱۳۹۵ برابر با ۸۸ نفر بودهاست که از این میان ۴۲ نفر مرد و بقیه زن بودهاند. این روستا ۳۳ خانوار دارد.
💡 در سال ۱۹۶۱ سرت از لوکوربوزیه برای طراحی در ایالات متحده آمریکا دعوت کرد و مرکز درودگر برای هنرهای زیبا در دانشگاه هاروارد و نگارخانه این مرکز به افتخار سرت با نام ویک نامگذاری شد.
💡 سوهان یکی از ابزارهای دستی است که در درودگری و فلزکاری، تمیز کاری و صیقل بکار میرود.
💡 در فصل ۹۴–۱۳۹۳ نادر دستنشان که فصل پیش به عنوان سرمربی نساجی انتخاب شده بود باقی ماند و مهدی پرهام نیز بازگشت و صادق درودگر مدیرعامل نساجی شد. تیم نتایج خوبی گرفت و بازهم نساجی مدعی صعود بود و در ردههای سوم و چهارم و در یک قدمی لیگ برتر قرار داشت که صعود نکرد.
💡 و نادرتر آنکه از نادانی طرار بصره در چشم بغداد مینماید. و راست بدان درودگر میمانی که بگفت زن نابکار فریفته گشت. ملک پرسید: چگونه؟