حبه الخرنوب

لغت نامه دهخدا

( حبةالخرنوب ) حبةالخرنوب. [ ح َب ْ ب َ تُل ْ خ َ ] ( ع اِ مرکب ) تخم خرنوب. دانه خرنوب. || وزنی معادل یک قیراط.

فرهنگ فارسی

تخم خرنوب وزنی معادل یک قیراط

جمله سازی با حبه الخرنوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز یک قطره چه خواهد خورد بحری ز یک حبه چه دزدد گنج و کانی

💡 وگر گنج کسی پیشت بود و او گشته محتاجت دهی گر حبه اش ناری بخصلتهای احسانی

💡 زان حب کم از حبه آیی بر آن قبه کان مسکن عیسی شد و آن حبه بدان خردی

💡 هر جو و هر حبه که بازوی تو کم کند از کیل و ترازو‌ی تو

💡 صد صومعه را به نیم حبه نخرم من دیر مغان به این بها نفروشم

💡 چو کافران ننهی سر مگر به وقت بلا به نیم حبه نیرزد سری کز آن سر نیست

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز