حبق البقر

لغت نامه دهخدا

حبق البقر. [ ح َ ب َ قُل ْ ب َ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) بابونه. بابونج. ( داود ضریر انطاکی ). اقحوان. رَبل. اربیان. قراص. کافوری. خامامیلن. || و ظاهراً حبق البقر، همان عین البقر و اقحوان البقر است که مرادف آن در فارسی و عربی گاوچشم. گاوچشمه. چشم گاو. چشم گاومیش. بابونه گاو. برندکام. دیده گاو. وردالحمار. عین العجل. احداق المرضی.خبزالغراب و غیره است.

فرهنگ فارسی

بابونه
بابونه بابونج

جمله سازی با حبق البقر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((عن النبى (ص ) لحم البقر بالسلق ينفع من البرص ))(116)

💡 ((لحم البقر داء و اسمانها شفاء و البانها دواء))(117)

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز