حبابه الوالبیه

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] حبابة الوالبیة. حبابة الوالبیة، (محدث، متوفی قرن 3 ه) دختر جعفر اسدی والبی، کنیه اش ام الندی یا ام البراء است.او از اصحاب امیر المؤمنین، امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیه السلام بود، این بزرگواران را درک کرد و به خدمتشان رسید.او نیز به «صاحبة الحصاة» معروف است.
کلینی به اسناد خود از عبد الکریم بن عمرو خثعمی از حبابه و البیه روایت کند که گفت: امیر المؤمنین علیه السلام را در سپاه دیدم و... به آن حضرت گفتم: رحمت خدا بر شما ای امیر المؤمنین! نشانه امامت چیست؟ فرمود: آن سنگ ریزه را بده و با دستش به سنگ ریزه ای اشاره کرد آن را به آن حضرت دادم، برای من روی آن مهر زد و فرمود: ای حبابه، اگر شخصی ادعای امامت کرد و همین کار را توانست انجام دهد، بدان که او امام واجب الاطاعه است و امامی است که هر چه را بخواهد، برایش ممانعتی نیست.
حبابه می گوید: از نزد آن حضرت مرخص شدم. وقتی امیر المؤمنین علیه السلام به شهادت رسید، نزد حسن علیه السلام رفتم، او در جایگاه امیر المؤمنین بود و مردم از او سؤالاتی می پرسیدند. فرمود: ای حبابه و البیه! گفتم: بله مولای من. فرمود: بیاور آنچه را داری. حبابه گوید: سنگ ریزه را به او دادم و آن حضرت مانند امیر المؤمنین علیه السلام بر آن مهر نهاد. سپس نزد حسین علیه السلام رفتم، او در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. مرا نزد خود خواند و ملاطفت و مهربانی نمود. سپس فرمود: برای دلیلی که می خواهی نشانه ای است. آیا نشانه امامت را می خواهی؟ گفتم: بله سرور من. فرمود: بیاور آنچه داری. سنگ ریزه را تقدیم کردم و برایم بر آن مهر نهاد. زمانی بعد نزد علی بن الحسین علیه السلام رفتم در حالی که پیر بودم و می لرزیدم، نزدیک 113 سال از عمرم می گذشت. آن حضرت را در حال رکوع و سجود عبادت دیدم. از دیدن نشانه مأیوس شدم. با انگشت سبابه به من اشاره کرد، جوانیم بازگشت. عرض کردم: ای سرور من! چه مقدار از دنیا گذشته و چه مقدار مانده است؟ فرمود: آنچه گذشته خوب است و آنچه مانده شد. سپس به من فرمود: بیاور آنچه را همراه داری. سنگ ریزه را به آن حضرت دادم و برایم بر آن مهر نهاد. سپس نزد امام باقر علیه السلام رفتم و بر سنگها مهر زد. زمانی بعد به خدمت امام صادق علیه السلام رفتم او نیز برایم بر سنگ مهر نهاد. پس از آن نزد امام کاظم علیه السلام رفتم، آن حضرت نیز برایم بر سنگ ریزه مهر زد. پس از آن نزد امام رضا علیه السلام رفتم و آن حضرت هم برایم بر سنگ مهر زد. حبابه نه ماه پس از ملاقات با امام رضا علیه السلام رحلت کرد و آن حضرت وی را در پیراهن خود کفن نمود. مجموع عمر حبابه تقریبا 230 سال بود.
معاونت پژوهش مرکز حوزه های علمیه خواهران، بانوان عالمه و آثار آنها
[ویکی اهل البیت] حبابة الوالبیة، (محدث، متوفی قرن 3 ه) دختر جعفر اسدی والبی، کنیه اش ام الندی یا ام البراء است.او از اصحاب امیر المؤمنین، امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیه السلام بود، این بزرگواران را درک کرد و به خدمتشان رسید.او نیز به «صاحبة الحصاة» معروف است.
کلینی به اسناد خود از عبد الکریم بن عمرو خثعمی از حبابه و البیه روایت کند که گفت : امیر المؤمنین علیه السلام را در سپاه دیدم و... به آن حضرت گفتم: رحمت خدا بر شما ای امیر المؤمنین! نشانه امامت چیست؟ فرمود: آن سنگ ریزه را بده و با دستش به سنگ ریزه ای اشاره کرد آن را به آن حضرت دادم، برای من روی آن مهر زد و فرمود: ای حبابه، اگر شخصی ادعای امامت کرد و همین کار را توانست انجام دهد، بدان که او امام واجب الاطاعه است و امامی است که هر چه را بخواهد، برایش ممانعتی نیست.
حبابه می گوید: از نزد آن حضرت مرخص شدم. وقتی امیر المؤمنین علیه السلام به شهادت رسید، نزد حسن علیه السلام رفتم، او در جایگاه امیر المؤمنین بود و مردم از او سؤالاتی می پرسیدند. فرمود: ای حبابه و البیه! گفتم: بله مولای من. فرمود: بیاور آنچه را داری. حبابه گوید : سنگ ریزه را به او دادم و آن حضرت مانند امیر المؤمنین علیه السلام بر آن مهر نهاد. سپس نزد حسین علیه السلام رفتم، او در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. مرا نزد خود خواند و ملاطفت و مهربانی نمود. سپس فرمود: برای دلیلی که می خواهی نشانه ای است. آیا نشانه امامت را می خواهی؟ گفتم: بله سرور من. فرمود: بیاور آنچه داری. سنگ ریزه را تقدیم کردم و برایم بر آن مهر نهاد. زمانی بعد نزد علی بن الحسین علیه السلام رفتم در حالی که پیر بودم و می لرزیدم، نزدیک 113 سال از عمرم می گذشت. آن حضرت را در حال رکوع و سجود عبادت دیدم. از دیدن نشانه مأیوس شدم. با انگشت سبابه به من اشاره کرد، جوانیم بازگشت. عرض کردم: ای سرور من! چه مقدار از دنیا گذشته و چه مقدار مانده است؟ فرمود: آنچه گذشته خوب است و آنچه مانده شد. سپس به من فرمود: بیاور آنچه را همراه داری. سنگ ریزه را به آن حضرت دادم و برایم بر آن مهر نهاد. سپس نزد امام باقر علیه السلام رفتم و بر سنگها مهر زد. زمانی بعد به خدمت امام صادق علیه السلام رفتم او نیز برایم بر سنگ مهر نهاد. پس از آن نزد امام کاظم علیه السلام رفتم، آن حضرت نیز برایم بر سنگ ریزه مهر زد. پس از آن نزد امام رضا علیه السلام رفتم و آن حضرت هم برایم بر سنگ مهر زد. حبابه نه ماه پس از ملاقات با امام رضا علیه السلام رحلت کرد و آن حضرت وی را در پیراهن خود کفن نمود. مجموع عمر حبابه تقریبا 230 سال بود.
معاونت پژوهش مرکز حوزه های علمیه خواهران، بانوان عالمه و آثار آنها

جمله سازی با حبابه الوالبیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (يزيد بن عبدالملك ) (دهمين خليفه اموى ) بعد از عمر بن عبدالعزيز به خلافت رسيد.او بر خلاف خليفه قبل شب و روز به عيش و نوشمشغول و با دو نفر كنيزان آواز خان و خوش سيما به نام سلامه و حبابه (271) بهمجالس ‍ بزم مشغول بود.

💡 621 - نقش مهر امامت  زنى بنام حبابه والبيه مى گويد: در لشكرگاه حضرت على (عليه السلام ) رفتم ونزد آن حضرت رسيديم و عرض كردم: يا على (عليه السلام ) چه دليلى بر امامت شماوجود دارد.

💡 حضرت فرمود: اى حبابه، آيا سفيدى مويت را نمى بينى ؟ گفت: به حضرت عرض كردم: آرى اى مولاى من. فرمود: آيا دوست دارى آن را سياه و مشكى مانند زمان جوانيت ببينى ؟عرض كردم: آرى اى مولاى من.

💡 در آنجا ماندند تا نامه و خبرى نرسد، و مشغول نوش بى نيش باشند. از قضا دانه انارىبه گلوى حبابه رفت و زياد سرفه كرد و بمرد. خليفه روز و شب تن مرده حبابه را درآغوش گرفته و گريه مى كرد و با آب ديده بدنش را تر مى كرد و مى بوئيد بااصرار اقوام لاشه گنديده حبابه را دفن كردند و خليفه هم بعد از پانزده روز بيشترزنده نماند و نزد قبر حبابه او را به خاك سپردند.(272)

💡 لازم به تذكر است كه در منطقه اى كه او سكونت داشت، موسيقى و غنا وامثال اين ها خيلى رواج داشت تا آن جا كه دستگاه موسيقى را بر درب خانه هاى شان آويزانمى كردند. درباره ى حافظه و هوشمندى خويش نيز مى گويد: (دو ساله كه بودم،سيلى آمد و همه چيز را برد جز يك مسجد و خانه ى عمه ام؛ حبابه.) كه اين سخن،حافظه ى قوى او را مى رساند.

💡 2- حريص در عيش و عاقبتش  (يزيد بن عبدالملك ) (دهمين خليفه اموى ) بعد از عمر بن عبدالعزيز به خلافت رسيد.او بر خلاف خليفه قبل شب و روز به عيش و نوشمشغول و با دو نفر كنيزان آواز خان و خوش سيما به نام سلامه و حبابه (271) بهمجالس ‍ بزم مشغول بود.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز