لغت نامه دهخدا
حامله گشتن. [ م ِ ل َ / ل گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) حامله شدن. آبستن شدن:
آنکه تا چرخ ز تقدیر فلک حامله گشت
نه چنو زاد و بزاید بهمه عمر دگر.سنائی.
حامله گشتن. [ م ِ ل َ / ل گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) حامله شدن. آبستن شدن:
آنکه تا چرخ ز تقدیر فلک حامله گشت
نه چنو زاد و بزاید بهمه عمر دگر.سنائی.
آبستن شدن حامله شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر بصبح رستخیز آن شب نبودی حامله آخرین ساعت چه بود آن شهر را این زلزله؟!
💡 مست و خوش و شاد توام حامله داد توام حامله گر بار نهد جرم منه حامله را
💡 یک ماه بعد ایزابل و موریسیو ( برادر بزرگتر دانیل ) با هم ازدواج می کنند و آنالیا تصمیم میگیرد صورت اصلی ماریانا را داشته باشد که این کار توسط روبرتو ( دستیار پروفسور آرماندو) انجام میشود و ماریانا متوجه میشود که حامله است.
💡 دلت بهکینه مینباز تا فساد نزاید چه مردی استکه بار زنان حامله گیری
💡 ولى اگر منى مردى كه شوهر زن است بگيرند و پرورش دهند و با دستگاه به رحم زنمنتقل كنند تا باردار شود اشكال ندارد، زيرا زن با منى شوهر خود حامله شده و فرزند اوحلال است
💡 وقتى ((حَنّه )) حامله شد، پيش بينى كرد آن فرزندى كه كارهاى خارق العاده انجام دهد، پسر خواهد بود، لذا نذر كرد كه فرزندش خدمتكار بيت المقدّس شود. امّا چون نوزاد به دنيا آمد، ديدند دختر است. آنها فهميدند كه آن الهام الهى در مورد خود مريم نبوده است، بلكه درباره فرزند او خواهد بود.(40)