لغت نامه دهخدا
حاج خواجه لو. [ خا ج َ ] ( اِخ ) یکی از طوائف اطراف مشکین آذربایجان. مرکب از 1000 خانوار ییلاق این طائفه سنبلان ( ؟ ) و قشلاق مغان میباشد. و این طائفه زارع باشند.
حاج خواجه لو. [ خا ج َ ] ( اِخ ) یکی از طوائف اطراف مشکین آذربایجان. مرکب از 1000 خانوار ییلاق این طائفه سنبلان ( ؟ ) و قشلاق مغان میباشد. و این طائفه زارع باشند.
یکی از طوائف اطراف مشکین آذربایجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که خواجه را سخن من به لحن و نغمت تو چنان به گوش خوش آید که شکر اندر کام
💡 هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه کنون که مستِ خرابم، صلاح بیادبیست
💡 از جمله مناظر طبیعی دیدنی منطقه خواجه میتوان به آلاداغ لار اشاره کرد.
💡 از خواجه عبداللّه انصارى نقل است كه او گفته است: آنچه من كشيده ام در طلب حديثمصطفى 9 هرگز احدى نكشيده است.
💡 ای خواجه، رسیده است بلندیت به جایی کز اهل سماوات، به گوش تو رسد صوت!
💡 زقتل بنده اگر خواجه میشود خوشنود زیان کند سرو خرسندی از تو گیرد سود