لغت نامه دهخدا
جهازگیری. [ ج َ / ج ِ ] ( حامص مرکب ) تهیه کردن و فراهم آوردن جهاز برای عروس.
جهازگیری. [ ج َ / ج ِ ] ( حامص مرکب ) تهیه کردن و فراهم آوردن جهاز برای عروس.
تهیه کردن و فراهم آوردن جهاز برای عروس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاکبازانیم ما را نه جهاز و نه گرو گر حریفی زر نهد ما جان به جای زر نهیم
💡 چو نوعروسان دادی مرا جهاز که هست چو نوعروسان پایم ز بند در خلخال
💡 جهاز یا جهازات، در اصطلاح دریانوردی سنتی در خلیج فارس و دریای سرخ و اقیانوس هند، نام عمومی انواع شناورهای چوبی منطقه است که بادبانبندی لچکی داشتند.
💡 پیشینه ساختن جهاز چندان روشن نیست. سنت ساختن این کشتیها و قایقها از زمانهای دور در هند و عمان و کویت و ایران وجود داشتهاست.
💡 يا آنكه فرد نامبرده انسانى كامل و داراى كمال فكر بوده، كه از يك جفت انسان غيركامل و غير مجهز به جهاز تعقل، متولد شده است، و مبدا ظهور و پيدايش نوع انسانهاىمجهز به تعقل و قابل تكليف شده ؟
💡 چون نگشتم ملتفت هرگز بمال نه پدر ای پسر نام جهاز چار مادر کی برم