جند فرج

لغت نامه دهخدا

جندفرج. [ ج ُ دَ ف َ ] ( اِخ ) تعریبی ازبندفرک و آن دهی است در نیشابور در یک فرسنگی آن. ( از معجم البلدان ) ( مراصد ) ( مرآت البلدان ج 4 ص 269 ).

فرهنگ فارسی

تعریبی از بند فرک و آن دهی است در نیشابور در یک فرسنگی آن.

جمله سازی با جند فرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پی دفع جند دجال و برفع جیش شیطان تو که موسی آفرینی بفکن ز کف عصا را

💡 اهل جند قبلا نامه اى به معاويه نوشته و از او خواسته بودند تا امير و نماينده اى براىآنان بفرستد.

💡 حق که مستغنی است از عون و مدد دارد از افرشته جند بی عدد

💡 سلجوق، در سن ۶۷ یا ۱۰۰ سالگی و در شهر جند وفات یافت و در همان مکان نیز به خاک سپرده‌شد..

💡 جند بازی بر بساط آرزو نرد امید چند کاری در زمین ‌کاشکی تخم اگر

💡 سیدالطایفه جنید - قدس سره - می گوید: حکایات المشایخ جند من جنودالله، یعنی سخنان مشایخ در علم و معرفت راسخ لشکریست از لشکرهای خدای تعالی به کشور هردل که عزیمت تابد مخالفان نفس و هوا را روی در هزیمت یابد.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز