جفت گردان

فرهنگستان زبان و ادب

{coupling} [قطعات و مجموعه های خودرو] وسیلۀ اتصال دهندۀ مکانیکی یا برقی یا هیدرولیکی که دو محور هم راستا را به هم متصل می کند و حرکت چرخشی یکی را به دیگری منتقل می کند

جمله سازی با جفت گردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تزار در پاسخ دو گردان به فرماندهی کلنل شیپوف را به گیلان اعزام کرد.

💡 دو سال بعد، به نیجریه فرستاده و به گردان چهارم، هنگ نیجریه اعزام شد. که در این دوره، برندهٔ مسابقات بزرگ ملی اسب-دوانی نیجریه شد.

💡 از سایه سر گردان ترم، بی‌آفتاب عارضش تا سایه‌ای بینی ز من، مشنو که آیم: سوی او

💡 خداوند! آن ارزشهاى دينى ونشانه هاى بارزى را كه ظالمان ميرانده اند، به وسيله ولىخويش امام عصر (ع ) زنده گردان !.

💡 گردان ز عشقت ای به حسن چو لیلی گرد بیابان و کوه و دشت چو مجنون

💡 قدم در نه درین ره همچو مردان که خدمت کار تو‌ست این چرخ گردان