لغت نامه دهخدا
جفت گاوسر. [ ج ُ ت ِ س َ ] ( اِخ ) از مزارع قم و نزدیک به شهر است، ملکی خدام آستانه حضرت معصومه و سالی شصت خروار بذر در آن کشته میشود. خیار آنجا از خیار جمیع مزارع بهتر است. ( مرآت البلدان ج 4 ص 251 ).
جفت گاوسر. [ ج ُ ت ِ س َ ] ( اِخ ) از مزارع قم و نزدیک به شهر است، ملکی خدام آستانه حضرت معصومه و سالی شصت خروار بذر در آن کشته میشود. خیار آنجا از خیار جمیع مزارع بهتر است. ( مرآت البلدان ج 4 ص 251 ).
از مزارع قم و نزدیک به شهر است ملکی خدام آستانه حضرت معصومه و سالی شصت خروار بذر در آن کشته میشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوی گرزه گاوسر دست برد بزد بر سرش سخت بشکست خورد
💡 همه نامداران پرخاشخر ابا نیزه و گرزهٔ گاوسر
💡 چو تنگ اندر آورد با من زمین برآهختم این گاوسر گرزکین
💡 به زین اندرون گرزهٔ گاوسر به بازو کمان و به گردن سپر
💡 هم اندر زمان گرزه گاوسر برآورد زی پیل شد شیر نر