جستن عضو

لغت نامه دهخدا

جستن عضو. [ ج َ ت َ ن ِ ع ُض ْوْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اختلاج. پریدن اعضاء.

فرهنگ فارسی

اختلاج پریدن اعضائ

جمله سازی با جستن عضو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وثاب به معنى پريدن و جستن است. يعنى مؤ من به ديگران پرخاش ‍نمى كند.

💡 چرخ را جامی نگون دان کز می عشرت تهی ست باده از جام تهی جستن نشان ابلهی ست

💡 زهرچه جستن آن می کند ترامشغول فراغت تو از آن بهترست اگر یابی

💡 ای بیخبران چون ز شمایار جدانیست در جستن او هرزه بهر سوی مپوئید

💡 پرسيد: روشنايى چيست ؟ نيكى را بكار بستن و از بدى دورى جستن.

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز