جزع حبشی

لغت نامه دهخدا

جزع حبشی. [ ج َِ ع ِ ح َ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسمی است از جزع که از جهت ارزش در مرتبه بعد از فارسی قرار دارد و قشر قرمز ندارد و جز خطوط سیاهی که رنگهای سفیدی آنهارا جدا میسازد در آن وجود ندارد و بهمین جهت آنرا به حبشه منسوب میدارند زیرا دندانهای مردم آنجا نیز سفید است و در وسط لبهای سیاه قرار گرفته است مانند جزع حبشی. رجوع به جزع و الجماهر بیرونی ص 175 شود.

فرهنگ فارسی

قسمی است از جزع که از جهت ارزش در مرتبه بعد از فارسی قرار دارد و قشر قرمز ندارد و جز خطوط سیاهی که رنگهای سفیدی آنها را جدا میسازد در آن وجود ندارد و بهمین جهت آنرا بحبشه منسوب میدارند زیرا دندانهای مردم آنجا نیز سفید است و در وسط لبهای سیاه قرار گرفته است مانند جزع حبشی.

جمله سازی با جزع حبشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ریحان نه و عنبر نه ولی بوی ترا هست از جان دو غلام حبشی عنبر و ریحان

💡 چو عارض حبشی داغ وار سوخته باد دلی که بر در فضلش غلام هندو نیست

💡 ارتش ایتالیا حبشی‌های آدیس آبابا را در مه ۱۹۳۶ شکست داد، و امپراتور اتیوپی هایله ثلاثی مجبور به فرار شد.

💡 پیش روی تو دو زلف تو سرافکنده به زیر چون بر خواجهٔ رومی دو غلام حبشی

💡 «کتاب اول اخنوخ» (منسوب به «اخنوخ/هنوخ» جدّ نوح پیامبر) در سدهٔ دوم پیش از میلاد نوشته شده و روایت کامل از آن تنها به زبان حبشی باقی مانده‌است.

💡 برخی از لغات قرآن که ریشهٔ آرامی یا یونانی دارند از طریق زبان حبشی وارد آن شده‌اند و همچنین عباراتی مثل «بسم‌الله» این اثربخشی را روشن می‌کنند..

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز