جریده ٔ انصاف

لغت نامه دهخدا

جریده انصاف. [ ج َ دَ / دِ ی ِ اِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دفتر احکام عدالت و دادگستری: جریده انصاف به خامه عدل این دولت مزین شده. ( سندباد نامه ص 9 ).

فرهنگ فارسی

دفتر احکام عدالت و دادگستری

جمله سازی با جریده ٔ انصاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جریده نی که هزاران خزینه گوهر ناب صحیفه نی که هزاران سفینه لؤلؤ تر

💡 ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن

💡 چو من جریده اشعار خویش عرضه کنم نخست یابم نام تو بر سر دیوان

💡 چو من دو دیوان آراستم بمدحت تو چراست نام من اندر جریده نسیان

💡 کشید عارض او خط، پناه چو، ای صبر کنون که لشکر سودای از جریده شده ست

💡 اگر در آن سخنت شُبهَت است و می خواهی که از جریده ایام نیز بر خوانی