جرم نهادن
مترادفها
مرتکب جرم شدن، جرم کردن
فرهنگ معین
(جُ. نَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) مجرم شناختن.
ویکی واژه
مجرم شناختن.
جمله سازی با جرم نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رخ از جام شرب لاله گون افروختن از تو ز مستی سینه بر آتش نهادن چون کباب از من
💡 بر بساط قرب کی دانم نهادن پای راست من که پای راست را از چپ نمی دانم هنوز
💡 سپهداران تورانرا شهی شایسته بایستی که پیش او بشایستی نهادن دستها بر هم
💡 اين آن معنايى است كه ظاهر آيه با كمك قرينه هائى كه همراه آن است و نيز با كمك سياقآن را افاده مى كند، چون سياق آيات منت نهادن و بر شمردن نعمتها است.
💡 بهمنبیگی در کتاب «به اجاقت قسم» به انگیزه و اهداف خود در بنیان نهادن این مؤسسه و مراحل تشکیل آن اشاره میکند:
💡 بیوت ۵ و ۶ و ۷ و ۸ به ترتیب از بر هم نهادن سطور آتشی بادی آبی خاکی بیوت ۱ تا ۴ حاصل می شوند.