فرهنگ معین
(جُ. نَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) مجرم شناختن.
(جُ. نَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) مجرم شناختن.
مجرم شناختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رخ از جام شرب لاله گون افروختن از تو ز مستی سینه بر آتش نهادن چون کباب از من
💡 بر بساط قرب کی دانم نهادن پای راست من که پای راست را از چپ نمی دانم هنوز
💡 سپهداران تورانرا شهی شایسته بایستی که پیش او بشایستی نهادن دستها بر هم
💡 اين آن معنايى است كه ظاهر آيه با كمك قرينه هائى كه همراه آن است و نيز با كمك سياقآن را افاده مى كند، چون سياق آيات منت نهادن و بر شمردن نعمتها است.
💡 بهمنبیگی در کتاب «به اجاقت قسم» به انگیزه و اهداف خود در بنیان نهادن این مؤسسه و مراحل تشکیل آن اشاره میکند:
💡 بیوت ۵ و ۶ و ۷ و ۸ به ترتیب از بر هم نهادن سطور آتشی بادی آبی خاکی بیوت ۱ تا ۴ حاصل می شوند.