لغت نامه دهخدا
جرعه جستن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) یک شربت آب یا شراب خواستن:
نگویم که می مایه زندگی
از او جرعه جو خضر پایندگی.ظهوری ترشیزی ( از ارمغان آصفی ).
جرعه جستن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) یک شربت آب یا شراب خواستن:
نگویم که می مایه زندگی
از او جرعه جو خضر پایندگی.ظهوری ترشیزی ( از ارمغان آصفی ).
یک شربت آب یا شراب خواستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از لب جان بخش ساقی جرعه ای میبایدم تشنه لب مردیم جانرا آب حیوان آرزوست
💡 و هر مرتبه كه در قمار بر حريف خود غالب مى شد سه پياله شراب زهرمار مى كرد وتَهِ جرعه شومش را پهلوى طشتى كه سر مقدّس آن سرور در آن گذاشته بودند مى ريخت.
💡 3 - اين مجرم گناهكار و جبار عنيد، هنگامى كه خود را در برابر چنين نوشابه اى مى بيندبه زحمت جرعه جرعه آنرا سر مى كشد، و هرگزمايل نيست آنرا بياشامد بلكه به اجبار در حلق او مى ريزند (يتجرعه و لا يكاد يسيغه ).
💡 جهانی جان همیدادند بهر جرعهای اما ز جامش جامی لبتشنه را سیراب میدیدم
💡 امام رضا عليه السلام: هنگامى كه خواستى به حمام بروى و دچار سردرد و زكام نشوىبعد از داخل شدن پنج جرعه از آب گرم و تميز بنوش كه به اذن خداوندمتعال از درد سر و درد شقيقه سالم مى مانى و بعد از خارج شدن بر قدمها آب سردبريز.
💡 آورد سر برون ز گریبان بخت سبز چون شیشه هر که جرعه خود را به خاک ریخت