جبهه ٔ شیر خارید

لغت نامه دهخدا

جبهه شیر خاریدن. [ ج َ هََ / هَِ ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه است از کمال قوت و دلاوری. ( آنندراج ):
در کف عشقیم عاجز ورنه در میدان رزم
شیرمردان را ز مژگان جبهه میخاریم ما.صائب.- جبهه شیر به مژگان خاریدن، جبهه شیر به ناخن خاریدن، جبهه شیر به ناخن خراشیدن؛ کار غیرممکن کردن. کنایه از کار ناشدنی کردن.

جمله سازی با جبهه ٔ شیر خارید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کنار یکی نهر، خارید سر کلاهش فتاد اندر آن نهر در

💡 مکنید آنچه از پشیمانیش دست خائید و سر همی خارید

💡 گریزنده را حربه خارید پشت برون شد ز سینه سنان چار مشت

💡 پرش را به منقار خارید و گفت که من آنچه گوئی ندارم شگفت

💡 کرا برجست چشم این شادمانی کرا خارید کام این ارمغانی

💡 خارید سرم گفت که ای مسکینم دل می‌ندهد ره که چنینت بینم

💡 در ادبیات حماسی ایران، مفهوم جبهه شیر خارید یادآور ایام دفاع مقدس است که در آن جوانان با شجاعت تمام در برابر دشمن ایستادگی می‌کردند.

💡 نویسندگان روایت‌های جنگی اغلب از استعاره‌های مربوط به جبهه شیر خارید برای توصیف ایستادگی و فداکاری سربازان در میانه میدان‌های نبرد پر استفاده می‌کنند.

💡 یاد و خاطره جبهه شیر خارید همواره در ذهن ملت‌ها به عنوان نمادی از مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم باقی خواهد ماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران