لغت نامه دهخدا
گردن به ناخن خاریدن. [ گ َ دَ ب ِ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بهانه آوردن و درنگ کردن. ( آنندراج ):
گره تا میتوانی باز کرد از کار محتاجان
چو بیکاران به ناخن گردن خود را مخار اینجا.صائب ( از آنندراج ).
گردن به ناخن خاریدن. [ گ َ دَ ب ِ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بهانه آوردن و درنگ کردن. ( آنندراج ):
گره تا میتوانی باز کرد از کار محتاجان
چو بیکاران به ناخن گردن خود را مخار اینجا.صائب ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون محالست که با دست قضا پنجه کنند سر به مسکینی و گردن به قضا بنهادیم
💡 شمع من گردن به امید خموشی می کشد بر فروغ خویش لرزیدن نمی آید ز من
💡 (ما از رگ گردن به تو نزديكتريم (210) ) دو فرشته رقيب و عتيد (يعنى فرشته اىكه مراقب و ناظر اعمال و ماءمور نوشتن اعمال خير و شر ما هستند) از طرف راست و از طرفچپ به مراقبت از ما نشسته اند سخنى (از خير و شر) به زبان نمى آوريم مگر اينكهفرشتگان نگهبان آماده نوشتن ثواب و عقاب آن هستند.(211)
💡 کرد چرخ چنبری بدخواه او را در جوال وانگهش همچون رسن گردن به چنبر میکشد
💡 سفتی گردن به دلیل تحریک پوشش داخلی مغز و نخاع یکی از علائم اصلی مننژیت است.
💡 در دیده ما دام تماشای دو عالم زان است که گردن به تماشا نکشیدیم