جان مراداباد

لغت نامه دهخدا

( جان مرادآباد ) جان مرادآباد. [ م ُ ] ( اِخ ) رجوع به تنگ مو شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با جان مراداباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان تو هرگز نیابد لذت از دین نبی تا دلت پر لهو و مغزت پر خمار است از نبید

💡 شناسای تو بیرون از تو کس نیست چو عقل و جان تو میدانی تو بس نیست

💡 دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود چون گل آیینه روی تو برافروخته بود

💡 ای از می لعلت شده جان مست و خراب از جام عقیقین فکن آن لعل مذاب

💡 سوی جانان چو نظر میفکنم جز جان نیست چون بجان مینگرم نیست بجز جانانم

💡 در آنزمان ز سر صدق قدسیان هردم دعای دولت شاه از میان جان کردند

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز