لغت نامه دهخدا
جانب کسی فروگذاشتن. [ ن ِ ب ِ ک َ ف ُ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) ترک حمایت او کردن. رعایت ناکردن او. و رجوع بجانب شود.
جانب کسی فروگذاشتن. [ ن ِ ب ِ ک َ ف ُ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) ترک حمایت او کردن. رعایت ناکردن او. و رجوع بجانب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میکند از جلوه مستانه دلها را خراب خامه صائب به هر جانب که جولان میکند
💡 در سر زنجیر زلف او دل دیوانه رفت نکته زان لب شنید و جانب میخانه رفت
💡 پس هنگامى كه از جانب ما حقّ به سراغشان آمد، گفتند: قطعاً اين يك جادوى آشكار است.
💡 این چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟ وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟
💡 رو به هر جانب که آرد، دلفتد بر روی دل هر طرف تازد،به جان گرد خیزد الحذر