لغت نامه دهخدا
جان نگاشتن. [ جان ْ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) جان را نقش زدن. جان را تصویر کردن. آفریدن جان. و رجوع به جان نگار شود.
جان نگاشتن. [ جان ْ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) جان را نقش زدن. جان را تصویر کردن. آفریدن جان. و رجوع به جان نگار شود.
جانرا نقش زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میلتون در نیمههای نگاشتن این اثر بزرگ بینایی خود را بر اثر مطالعهٔ زیاد از دست داد و از آن پس آنچه را که در ذهنش بود برای دخترانش بازگو میکرد و آنان به نگاشتن آن همت میگماردند.
💡 ثالثاً: مرحوم قاضى نور الله شوشترى ملقب به ((شهيد ثالث )) مى گويد شيخ عمادالدين ابن كبير شامى شافعى در تاريخ خود موقع نگاشتن، احوالات محمد بن جريرطبرى شافعى گفته است كتابى را ديدم كه در آن احاديث غدير خم جمع آورى شده بود وداراى دو مجلّد بزرگ بود.(422)
💡 ناگفته نماند كه: دو سال بعد از نگاشتن از قسمت گذشته اين كتاب، در جزءاوّل از تفسير قرآن طبرى (136) يافتم كه عدّه اى از مفسّران همين مطلبى را كه ماپيرامون غضب الهى ذكر نموده و برگزيديم، ذكر كرده اند.
💡 در سال ۱۳۲۴ خورشیدی، حدود ۳۰ سال پس از نگاشتن اولین بخشهای لغتنامه توسط علیاکبر دهخدا، با تصویب مجلس شورای ملی، در خانهٔ دهخدا در خیابان ایرانشهر تهران، مؤسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا تأسیس شد و بهصورت رسمی آغاز به کار کرد.
💡 جز ز اشک و آه شرح نیارم نگاشتن آن راز را که خون جگر ترجمان فتاد