لغت نامه دهخدا
جاماسب اسانا. [ ] ( اِخ ) نام شخصی است که بخشی از منظومه اردای ویرافنامه را در هند بچاپ رسانیده. او را جاماسپجی نیز گویند. ( از مزدیسنا ص 361، 476، 484 ).
جاماسب اسانا. [ ] ( اِخ ) نام شخصی است که بخشی از منظومه اردای ویرافنامه را در هند بچاپ رسانیده. او را جاماسپجی نیز گویند. ( از مزدیسنا ص 361، 476، 484 ).
نام شخصی است هندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برتر از جاماسب کی خواهی شدن همچو او در حکم کی خواهی بدن
💡 از دیگرشعرای آن عهد احمد داعی ست که آثار زیادی مشتمل بر دیوان اشعار ترکی و فارسی و ترجمهٔ جاماسب نامه و اشکال ناصر توسی و تذکره اولیای عطار از آندستهاست.
💡 اسپهبد فرخان که نوه جاماسب و ساسانی بود، پنجاه و نه سال پس از کشته شدن یزدگرد یعنی از سال ۹۳ هجری که برابر ۷۱۱ میلادی و ۸۰ یزدگردی بود ضرب سکه را به روش ساسانیان پیگیری کرد.
💡 بکشتند و بردند ز ایوان کشان ز جاماسب جستند چندی نشان
💡 کآن آصف جم اختر جاماسب اهتمام شد زی سریر شاه عجم جانشین کی
💡 و در احاديث معتبره بسيار وارد شده است كه: مجوس پيغمبرى داشتند كه او را جاماسب مى گفتند و كتابى از براى ايشان آورده بود در دوازده هزار پوست گاو، پسپيغمبر خود را كشتند و كتاب خود را سوختند (863).