لغت نامه دهخدا
جاج نگر. [ ن ِ گ َ ] ( اِخ ) نام شهری است در هندوستان. ( برهان ). غیاث بنقل از سراج نویسد: بدین نام شهری در هند نیست بالفعل. ظاهراً همین «جاج مئو» است که قصبه ای است از قنوج. ( حاشیه برهان چ معین ).
جاج نگر. [ ن ِ گ َ ] ( اِخ ) نام شهری است در هندوستان. ( برهان ). غیاث بنقل از سراج نویسد: بدین نام شهری در هند نیست بالفعل. ظاهراً همین «جاج مئو» است که قصبه ای است از قنوج. ( حاشیه برهان چ معین ).
نام شهری است در هندوستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن گاه حرقوص بن زهير با شمشيرش به على عليه السلام حمله كرد تا به آن حضرتآسيبى برساند اما حضرت به او مهلت نداد و بر بيضه او ضربتى سخت زد. اسب همانطور او را با همان حالت به آخر ميدان برد و در گوشه اى بر زمين انداخت و او در آن جاجان سپرد.
💡 سپهدار توران از آن سوی جاج نشسته به آرام بر تخت عاج
💡 صفای خاطر او منهی مسالک غیب چنانکه منهی دیوان من صفای ز جاج