تیز تای

لغت نامه دهخدا

تیزتای. ( اِ مرکب ) دمه تیز شمشیر و برنده آن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دم تیز شمشیر و برنده آن

جمله سازی با تیز تای

💡 که شهوت آتش است از وی بپرهیز به خود بَر آتش ِ دوزخ مکُن تیز

💡 به هر جاییکه آتش کارگر گشت کسی آبش چو زد خود تیز تر گشت

💡 ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد

💡 رود گرد اندر پس تیز مرد سرانجام کار اندر آید به گَرد

💡 میوه‌ی خارخسک چهار بخشی و نرم است اما خارهای تیزی دارد.

💡 مبادا جهان نیزه و تیغ تیز که از زخم چوب آیدش رستخیز

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز