لغت نامه دهخدا
توتیای ابیض. [ ی ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) سولفات دو زنک.( لکلرک از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). در لاروس توتیای مطلق را اکسید روی معنی کرده است. رجوع به توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.
توتیای ابیض. [ ی ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) سولفات دو زنک.( لکلرک از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). در لاروس توتیای مطلق را اکسید روی معنی کرده است. رجوع به توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.
سولفات دو زنگ. در لاروس توتیای مطلق را اکسید روی معنی کرده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر به جانی بفروشد ز درش مشتی خاک توتیای بصرش کن تو و از جان بخرش
💡 این منم کز عین قدرت دیدهٔ اغیار را بینصیب از توتیای خاک آن پا کردهام
💡 بر زمین خاک قدمشان توتیای چشم بود روز محشر خونشان گلگونهٔ حوران عین
💡 بر نور چشم بینش، این بس دلیل روشن کز توتیای مردم، هرگز ضیا نخواهد
💡 ای غبار خاک پایت توتیای چشم من کمترین گردی ز کویت خونبهای چشم من
💡 گرد راهت توتیای چشم اهل بینش است نقش نعلین تو باشد دیدهٔ بینای من