تهی نشستن

لغت نامه دهخدا

تهی نشستن. [ت َ / ت ِ / ت ُ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) خالی نشستن. تنها ماندن. به مجاز محروم ماندن. در عزا نشستن. در فقدان نشستن: مردی دبیر بود اندر لشکر بهرام نام وی بزرگ دبیر. و بهرام او را از هرمز خواسته بود.بهرام را گفت: به جنگ شتاب مکن با دشمنان، بهرام گفت: خاموش باش که مادر از تو تهی نشیناد. ترا دوات و قلم به کار آید جنگ چه دانی ؟ ( ترجمه طبری بلعمی ).

فرهنگ فارسی

خالی نشستن تنها ماندن

جمله سازی با تهی نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرواز گیر ای دل تا کی چو مرغ تصویر حیران توان نشستن در آشیان مردم

💡 این پارک دارای منظره ای تماشایی و یک حوض بزرگ دایره ای شکل است که دور تا دور آن، سکوهای زیبای سنگی برای نشستن و استراحت بازدید کنندگان ساخته شده است.

💡 دوره هیسه‌ای در روز ۳۰ آوریل سال ۲۰۱۹ با استعفای امپراتور آکی‌هیتو به پایان رسید و از روز بعد با بر تخت نشستن پسر ارشد آکی‌هیتو، دوره ریوا آغاز شد.

💡 4- قيام عيسى از ميان مردگان و صعود به آسمان و نشستن در كنار پدر و داورىاو.(469)

💡 هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست پارسا در حلقه مستان نشستن خوب نیست

💡 مقصد خود كشتى بود، و نجات از غرقاب، تا فرو نشستن آب و قرار گرفتن كشتى بركنار كوه جودى.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز