تهی شکمی
مترادفها
گرسنه، شکمگرسنه
متضادها
سیر
لغت نامه دهخدا
تهی شکمی. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ش ِ ک َ ] ( حامص مرکب ) کاواکی معده. گرسنگی. نداری:
وامداری نه کز تهی شکمی
دز روئین بود ز بی درمی.نظامی.رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
کاواکی معده گرسنگی
جمله سازی با تهی شکمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزرگترین حفرههای تنهای انسان حفره تنهای شکمی و حفره تنهای پشتی است. در حفره تنهای پشتی مغز و نخاع قرار دارد.
💡 در این حشرات، هر بخش از قسمت شکمی، با یک «حلقه» کمرنگ از بخش دیگر جدا شدهاست.
💡 با وجود شکمی تنگ تر از چشم مگس چند از بهر گلو سعی کنی همچون مور
💡 این سراشیبی منجر به تمایل محتویات شکمی به سمت پایین شده و سبب میگردد تا جراح بر این ناحیه دید بهتری داشته باشد.
💡 انگور به کردار زنی غالیه رنگست و او را شکمی همچو یکی غالیهدانست
💡 و گفت: هر که را سه چیز روزی کردند از همه آفتها برست شکمی خالی با دلی قانع و درویشی دایم.