لغت نامه دهخدا
تنگ داریال. [ ت َ گ ِ ] ( اِخ ) راهی است که از آن طرف قفقاز به تفلیس منتهی می شود و پیش از این تنگ جر، دربند زور و دربند آلانها نیز نامیده می شد. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2459، 2589 - 2590 و 2591 شود.
تنگ داریال. [ ت َ گ ِ ] ( اِخ ) راهی است که از آن طرف قفقاز به تفلیس منتهی می شود و پیش از این تنگ جر، دربند زور و دربند آلانها نیز نامیده می شد. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2459، 2589 - 2590 و 2591 شود.
راهی است که از آن طرف قفقاز به تقلیس منتهی می شود و پیش ازین تنگ جر در بند زور در بند آلانها نیز نامیده می شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنگه داریال که در پارسی میانه به آن اَرانان در به معنی دروازه اَرانها میگویند در سرزمین قفقاز واقع شدهاست و در سالهای ۲۵۲/۲۵۳ به دست ساسانیها افتاد. استحکامات ساخته شده در ین تنگه با نامهای دروازه اَلانها، دروازههای ایبریا و دروازههای قفقاز شناخته میشدند.
💡 ۱) واگذاری پنج ولایتی که در ساحل راست دجله واقع بودند. ۲) عدم دخالت ایران در امور ارمنستان و واگذاری قلعه زِنتا (واقع در آذربایجان) به مملکت مزبور. ۳) تصدیق بر اینکه گرجستان تحتالحمایه روم است (اهمیت این مطلب از اینجا بود که گرجیها دربند داریال را در کوههای قفقاز متصرف بودند و مردمان شمالی با رضایت آنها میتوانستند به حدود ایران تجاوز نمایند). ۴) اعتراف به اینکه رود دجله سرحد دولتین است. ۵) نصیبین یگانه محلی برای مبادله مالالتجاره بین ایران و روم خواهد بود (این بند را به خواهش نرسه حذف کردند)