لغت نامه دهخدا
تنک روشنایی. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ رَ / رُو ش َ ] ( ص مرکب ) دارای اندک روشنی. ( ناظم الاطباء ):
گروهی به صورت چو صبح و به معنی
تنک روشنایی چو شام غریبان.عرفی.
تنک روشنایی. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ رَ / رُو ش َ ] ( ص مرکب ) دارای اندک روشنی. ( ناظم الاطباء ):
گروهی به صورت چو صبح و به معنی
تنک روشنایی چو شام غریبان.عرفی.
دارای اندک روشنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در درون دیده دارم روشنایی را به خواب چون خیال روی او در دیده خواب آورده بود
💡 چهار روز گذشته از شهریورماه، روزِ شهریور، روز دوشنبه، ساعت یازده، در استان خوزستان و در شهر بیت لاپاط [یعنی همان گندیشاپور]، که پدر روشنایی [یعنی مانی] عروج کرد...
💡 مراسم سنتی روشنایی مشعل المپیک در المپیا، یونان، به منظور شروع رله مشعل بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۲۰، در تاریخ ۱۲ مارس بدون تماشاگر برگزار شد.
💡 خدای مهربان مرا روشنایی ده؛ و راهم را بسوی زندگیی جاودانه تابان کن.
💡 دلی که بر سر کوی تو گم کنم هیهات که جز به روی تو بینم به روشنایی باز
💡 خاک پایت دیدهها را روشنایی میدهد هر سحر بوی تو با جان آشنایی میدهد