تند عنان

متضادها

مهارشده، آرام، کند

لغت نامه دهخدا

تندعنان. [ ت ُ ع ِ ] ( ص مرکب ) اسب تیزرو و بددهن و سرکش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

اسب تیز رو و بد دهن و سر کش.

جمله سازی با تند عنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شهسوار حسن را، سر، مست باید بود، لیک نی چنان مستی که در دستش عنان آید گران

💡 يسار و سالم دو غلام زياد و عبيدالله به ميدان مى آيند و رجز مى خوانند و مبارز مى طلبند.او بهانه اى مى يابد، عنان را به سمت امام مى كشاند، از اسب پياده مى شود و رخصت ميدانمى گيرد...اما...اما در اين سوى مرز شهادت باز مى ماند.

💡 پس عنان اسب خود را كشيدم. تمكين نكرد و حركت ننمود. فرمود: (جلو اسب را به من ده !)دادم. پس بيل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را به دست راست گرفت وبه راه افتاد.اسب در نهايت تمكين متابعت كرد.

💡 منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب را مشکل است آری عنان داری دل بیتاب را

💡 ز هشیاری زبون گردش گردون شدم ورنه به مستیها عنان سیر اختر بود در دستم

💡 از كى براى كى ؟ تمام محامد راجع به خود اوست، و ممكن را در او تصرفى نيست، بلكهاز تـصـرف مـمـكـن نـقـص ‍ عـارض اظـهـار محامد و ثناى حق شود كه اكنون عنان قلم را از اومنصرف مى نماييم. و در اين مقام فرمايد: ما اءصابك من حسنة فمن الله و ما اءصابك

💡 اسب وحشی با تندی عنان در دست داشت و با هر قدمی که بر زمین می‌گذاشت، جانی را به لرزه درمی‌آورد و همه را از خود می‌راند.

💡 او با تند عنانِ احساسات خود اجازه داد که خشم و غیظ بر عقل و منطقش چیره شود و تصمیماتی اشتباه و پرخطر بگیرد.

💡 وقتی تند عنانِ قدرت در دستان افراد نالایق قرار می‌گیرد، جامعه با بحران‌های بزرگی روبرو می‌شود که گذشتن از آن‌ها بسیار دشوار و زمان‌بر است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران