لغت نامه دهخدا
تمام اندیش. [ ت َ اَ ] ( ص مرکب ) که وسعت اندیشه دارد. که تمام جوانب کار را در نظر آرد:
هم قوی رای و هم تمام اندیش
کارها راشناخته پس و پیش.نظامی.
تمام اندیش. [ ت َ اَ ] ( ص مرکب ) که وسعت اندیشه دارد. که تمام جوانب کار را در نظر آرد:
هم قوی رای و هم تمام اندیش
کارها راشناخته پس و پیش.نظامی.
که وسعت اندیشه دارد. که تمام جوانب کار را در نظر آرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهلی ز داغ عشق نسوزم که سوختن خوشتر که طعنه های بد اندیش سوزدم
💡 که طبعی نکونامی اندیش داشت سر عجز در پای درویش داشت
💡 بگفت آن بد اندیش کاین نامدار که رو کرده زی پهنه ی کارزار
💡 یا نمیبینی تو روی خویش را ترک کن خوی لجاج اندیش را
💡 عاقبت اندیش نبود یک زمان در کشد خوش خوش بر آتش صد جهان
💡 سخن پرسید زان حور غم اندیش صنم برخواند محنت نامۀ خویش