لغت نامه دهخدا
تفضیل بردن. [ ت َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب )افزونی یافتن. برتری یافتن. مزیت بردن:
به آب و رنگ تیغش برده تفضیل
چو نیلوفر هم از دجله هم از نیل.نظامی.رجوع به تفضیل شود.
تفضیل بردن. [ ت َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب )افزونی یافتن. برتری یافتن. مزیت بردن:
به آب و رنگ تیغش برده تفضیل
چو نیلوفر هم از دجله هم از نیل.نظامی.رجوع به تفضیل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر عرب هست ز بهر تو عجم را تفضیل که عجم وصف تو گفته است و عرب وصف طلل
💡 سبک و سیاق معماری این بنا را میتوان به شیوه اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی نسبت داد. مستند رختشویخانه در دو قسمت به تفضیل به این بنا پرداخته است
💡 راوندی در این کتاب پس از مقدمه وارد تحقیق و بحث در دولت سلجوقیان شده و کار آنان را از ابتدا تا پایان کار سنجر به تفضیل آوردهاست.
💡 تا خلافت بر بنی آدم ز حق تفضیل شد سکهٔ دولت به نام شاه اسمعیل شد
💡 زانکه بر لولو بود تفضیل توقیع تو را از سر کلک تو رشک آید صدف را در بحار
💡 امروزه از منابع سریانی متنی بر جای مانده که درباره شهر کرخ بیت سلوق (سلوک) است، شهری که امروزه کرکوک نامیده میشود. این متن را مزینگر در سال 1878 میلادی منتشر ساخت. در این رویدادنامه تاریخ شهر از روزگار کهن آشور به تفضیل شرح داده شده است.