نیازمندی قرآن کریم به تفسیر و تبیین در طول زمان، بهویژه در سدههای متأخر، امری انکارناپذیر است؛ حتی میتوان گفت این نیاز در دوران پس از پیامبر بیشازپیش احساس میشود. آن حضرت در دوران حیات خویش، تفسیر قرآن را در دو سطح ارائه فرمودند: بخشی برای عموم مردم و بخشی دیگر برای خواص و برگزیدگان، یعنی اهلبیت(علیهمالسلام). این رویکرد، گامی اساسی در تبیین معارف قرآنی بود.
بر این اساس، پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) با مرجعیتبخشی به اهلبیت، نهتنها گام بزرگی در عرصهی تفسیر آیات الهی برداشتند، بلکه جاودانگی تفسیر را در کنار جاودانگی قرآن تضمین کردند. بدینترتیب، جایگاه روایات مأثور از امامان معصوم در تفسیر قرآن، همتراز با جایگاه کلام رسولالله میباشد و بهعنوان میراثی گرانقدر، تبیینکنندهی معانی ژرف و اهداف والای آیات الهی در همهی اعصار است. بنابراین، تفسیر مأثور از ائمه(علیهمالسلام) بهعنوان ادامهدهندهی مسیر تفسیری نبوی، از اعتبار و حجیت بالایی برخوردار است و بهعنوان چراغی فراراه فهم صحیح قرآن کریم، نقشی بیبدیل در حفظ اصالت معارف دینی و پرهیز از انحرافهای تفسیری ایفا میکند.