لغت نامه دهخدا
تغافل ورزیدن. [ ت َ ف ُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تغافل کردن. و رجوع به تغافل و دیگر ترکیبهای آن شود.
تغافل ورزیدن. [ ت َ ف ُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تغافل کردن. و رجوع به تغافل و دیگر ترکیبهای آن شود.
( مصدر ) تغافل کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جا نه خطا عیب و نه طاعت هنرست ورزیدن تسلیم و رضا معتبرست
💡 زاهدا! نوشیدن می از سر اخلاص و صدق بهتر از ورزیدن زهد است با شید و ریا
💡 چون بمهر دوست ورزیدن مرا نیکوست نام گر بطعن دشمنان بدنام باشم ننگ نیست
💡 نداشت لایق شأن تو مدحتی واعظ مگر ز روی خجالت سکوت ورزیدن
💡 بس محال است درین راه خطرناک، ای دل عشق ورزیدن و از بیم بلا ترسیدن
💡 ای عادت تو خشم و جفا ورزیدن وز چشم تو شاید این سخن پرسیدن