لغت نامه دهخدا
تعزیت دادن. [ ت َ ی َ دَ ] ( مص مرکب ) سرسلامتی دادن و امر فرمودن ماتم زدگان را به شکیبایی. ( ناظم الاطباء ).
تعزیت دادن. [ ت َ ی َ دَ ] ( مص مرکب ) سرسلامتی دادن و امر فرمودن ماتم زدگان را به شکیبایی. ( ناظم الاطباء ).
سر سلامتی دادن و امر فرمودن ماتم زدگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز نوحه ست مرا خلق بخندید که من در چنین تعزیتی شعر بعادت گویم
💡 نهاده گوش بر آواز تعزیت شب و روز که تا که میرد و تا از کجا برآید وای
💡 عید و هر کس ز لباس طربی خوشدل و من خرقه نیلی کنم و تعزیت غم دارم
💡 چون مردمی بمرد تو دیبا مپوش از آنک در تعزیت پلاس به آید ز پرنیان
💡 آخر گفت: به خداوند تعزیت آن دردسر نرسد که بدان کس که بیفایده گوش دارد.