تصدق کردن

لغت نامه دهخدا

تصدق کردن. [ ت َ ص َدْ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صدقه دادن و خیرات کردن. || عفو فرمودن و بخشیدن. ( ناظم الاطباء ). عفو کردن، چنانکه دیه قاتل را اولیای مقتول. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به تصدق و ترکیبات آن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تصدق دادن

جمله سازی با تصدق کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شب است و وجه میم نیست لطفی کن به رسم نذر و تصدق چو نیست وامم ده

💡 انه ذكر عنده عن رجل من بنى امية انه تصدقبمال كثير، فقال: مثله مثل الذى سرق الحاج و تصدق بما سرق، انما الصدقة من عرقجبينه فيها، و اغبر فيها وجهه (82)

💡 السلام عليك يا ولى الله واولى بالمومنين من انفسهم تصدق على سزاوارتر هستى، بهفقير صدقه اى بده ).

💡 این آفرینش مو بمو باشد زکوه حسن او یعنی تصدق کرد هو بروی دو عالم را زنم

💡 نعلین خود دَهَش به تصدق که بر درت در سجده است با سر بی‌افسر آفتاب

💡 دوم، تصدق نمودن در راه خدا به آنچه ميسر شود، بلكه هر چه بيشتر بدهد بهتر است -هرگاه ضرر به نفس خود يا عيال خود نرساند، كه در اين صورت، اولى نفس وعيال است.

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز