تریاق الطین

لغت نامه دهخدا

تریاق الطین. [ ت َ / ت ِرْ قُطْ ط ] ( ع اِ مرکب ) بگیرند گِل ِ مختوم و حب الفار راستا راست بکوبند و به روغن گاو بمالند و چرب کنند و به انگبین بسرشند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

جمله سازی با تریاق الطین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر تو فرستیم زهر، ور تو پسندیم درد، زهر تو تریاق دل، درد تو درمان من

💡 مرا تریاق از مهر علی هست طبیبم داد گر جلاب مسموم

💡 زخم که جانان زند همسر مرهم شناس زهر که سلطان دهد همبر تریاق نه

💡 گه از آب، آتش برانگیخته به هم زهر و تریاق آمیخته

💡 پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده‌ام

💡 ای غمزده تریاق محبت به کف آور تا زهر غم دهر تو را جان نگزاید

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز