ترف سیاه

لغت نامه دهخدا

ترف سیاه. [ ت َ ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رخبین. قره قروت. کبح. ( زمخشری ).

فرهنگ فارسی

قره قروت. کبح.

جمله سازی با ترف سیاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنم دامان مژگان بر غبار تیرهء دنیا سیاه از سرمه ی خواهش، نگردد چشم سیر من

💡 در کنار من، از چه کردی جای که ز دودت شود سیاه کنار

💡 سیدا بر سر اقبال خود از بخت سیاه سایه انداخته همچون پر زاغ آمد‌ه‌ای

💡 تا گنج او خراب شد و خیل او اسیر تا روز او سیاه شد و جان او فگار

💡 هوا نقطه‌ای بود گفتی سیاه ز تاریکیش چرخ گم کرده راه

💡 قاصدی آمد نخست از گرد راه نامه ای بر کف سراپایش سیاه

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز