نامردانه

لغت نامه دهخدا

نامردانه. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) از روی نامردی. بطریق نامردی. بخلاف مردی و جوانمردی. مقابل مردانه. || ( ص مرکب ) بی غیرت. ناکس. آنکه کاری را دلیرانه نکند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

به نامردی، از روی نامردی.

جمله سازی با نامردانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیوه عاجزکشی از خسروان زیبنده نیست بی تکلف، حیله پرویز نامردانه بود

💡 زتهمت خار در پیراهن معشوق می ریزد زلیخا بی تکلف عشق نامردانه ای دارد

💡 مکن در کار میزان جنون سنگ کم ای مجنون گریزی چند از اطفال، نامردانه در صحرا؟

💡 مکن چون بیدلان زنهار در پرخاش کوتاهی که دست عاجزان را چرخ نامردانه می پیچد

💡 حیله در شرع محبت بازی خود دادن است خون خصم خویش را پرویز نامردانه ریخت

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز