تربر سادات
لغت نامه دهخدا
تربرسادات. [ ت َ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دودج و داریان در بخش مرکزی شیراز و 30هزارگزی خاور شیراز و 3هزارگزی راه بردج به خرامه. دامنه ای است معتدل و 202 تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول آن غلات و چغندر و سیب زمینی است. شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان دودج وداریان در بخش مرکزی شیراز و ۳٠ هزار گزی خاور شیراز و ۳ هزار گزی راه بردج به خرامه قرار دارد دامنه است معتدل و ۲٠۲ تن سکنه دارد آب آن از چاه و محصول آن غلاعت و چغندر و سیب زمینی است شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد.
جمله سازی با تربر سادات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدمت آن کن که فخر عِتْرَت پیغمبرست سید سادات ذواهلفخرین و تاج اهلاهصفیا
💡 در یک سو فرمانروایان سنی پاره خاوری گیلان در دگر سو سادات شیعه و ناخرسندان بومی.
💡 همچو سادات روا باشد اگر دارد موی اندرین فصل هرآنکس که ز اصحاب عباست
💡 هر آن شاعر که یک ره مدح تو گوید شود کاره کز آن پس خاطر اندر مدح سادات بشر بندد
💡 هم رئیس شیعتی هم سید سادات عصر دولت از جاهت همی سرمایه اعیان دهد
💡 سادات، روستایی است از توابع بخش چاپشلو و در شهرستان درگز استان خراسان رضوی ایران.