تخت صادق

لغت نامه دهخدا

تخت صادق. [ ت َ دِ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان ورکوه در بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد است که در هیجده هزارگزی شمال خاوری چقلوندی و دوهزارگزی شمال خاوری راه شوسه خرم آباد به بروجرد واقع است و 48 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 و 6 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی از دهستان ورکوه در بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد است که در هیجده هزار گزی شمال خاوری چقلوندی و دو هزار گزی شمال خاوری راه شوسه خرم آباد به بروجرد واقع است و ۴۸ تن سکنه دارد.

جمله سازی با تخت صادق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و كسى كه او دائما در حال آه رجوع به حق است او دوست حق است و در دوستى صادق است.

💡 دشمن کامیم اگر منافق باشیم در دعوی دوستی نه صادق باشیم

💡 رخ پاکتر از ضمیر صادق داری زلفین سیه چون دل فاسق داری

💡 امام صادق عليه السلام در تفسير قول خداى تعالى كه مى فرمايد:

💡 موقع حجّ رسيد، به حجّ رفتم و در مكّه به حضور امام صادق (ع ) رسيديم.

💡 به اندک فرصتی روشندل از جان سیر می گردد نفس تا راست سازد صبح صادق پیر می گردد