تجاهل کردن
مترادفها
نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن، بیاعتنایی کردن
متضادها
توجه کردن
لغت نامه دهخدا
تجاهل کردن. [ ت َ هَُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تجاهل. خود را بنادانی زدن. رجوع به تجاهل شود.
فرهنگ فارسی
تجاهل خود را بنادانی زدن.
جمله سازی با تجاهل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانوادهٔ وی از اعضای نه چندان مذهبی و متعصب کلیسای اسقفی انگلستان بودند. از نظر باورهای مذهبی توماس هاردی مخلوطی از تجاهلگرا (آگنوستیک)، خداگرا و روحگرا بود.
💡 اعتقاد و عمل به كتاب خدا سبب مى شود كه آن پيش روى انسان قرار گيرد، و انسان در خدمت آن درآيد، وگرنه كسى كه به صرف تلاوت كتاب خدا اكتفا كند و در مقام تفسير و اعتقاد و عمل به آن، دچار تحريف يا تناسى و تجاهل گردد در حكم كسى است كه آن را به پشت سراندازد.
💡 اعتقاد و عمل به كتاب خدا سبب مى شود كه آن پيش روى انسان قرار گيرد، و انسان در خدمت آن درآيد، وگرنه كسى كه به صرف تلاوت كتاب خدا اكتفا كند و در مقام تفسير و اعتقاد و عمل به آن، دچار تحريف يا تناسى و تجاهل گردد در حكم كسى است كه آن را به پشت سراندازد.
💡 برخی از مدیران با تجاهل کردن نظرات و انتقادات سازنده کارمندان خود، در نهایت باعث کاهش بهرهوری و افت شدید روحیه در محیطهای کاری میشوند.
💡 نباید با تجاهل کردن علائم اولیه بیماری، از درمانهای به موقع و موثر که میتوانند از بروز مشکلات جدیتر جلوگیری کنند، خودداری کرد.
💡 او سعی داشت با تجاهل کردن تمام رفتارهای تند و بیادبانه طرف مقابل، آرامش خود را حفظ کرده و از درگیریهای بیهوده جلوگیری نماید.