لغت نامه دهخدا
تبرلگام. [ ت َ ب َ ل ُ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) لگام و عنان و دهنه لگام. ( ناظم الاطباء ).
تبرلگام. [ ت َ ب َ ل ُ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) لگام و عنان و دهنه لگام. ( ناظم الاطباء ).
لگام و عنان و دهنه لگام
💡 و نيز در همان كتاب از آنجناب روايت آورده كه فرمود: (كسى كه درباره قرآن بدون علم، چيزى بگويد روز قيامت با افسار و دهنه اى از آتش، لگام شده مى آيد).
💡 مخالف تو به سر بر لگام دارد از آن که بخت تو به فلک برنهاده دارد زین
💡 عنان یا دهنهٔ لگام، قطعهای است آهنین که در دهان اسب جای میگیرد. دهنه بخشی از افسار اسب بهشمار میآید.
💡 گر با فسار و توبره جلدست در علف با زین و با لگام به رفتار تُنبَل است
💡 اسب بلند او چو بساید زمین به نعل سَعدِ سپهر بوسه دهد بر لگام او
💡 اسبش به گاه جولان ماند به چرخ گردون وز فَرْقَدست و شِعری او را لگام و مِقود