لغت نامه دهخدا
تبخال زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تبخال برآوردن لب. رجوع به تبخال و تبخاله و تبخال برآوردن و دیگر ترکیبهای تبخال شود.
تبخال زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تبخال برآوردن لب. رجوع به تبخال و تبخاله و تبخال برآوردن و دیگر ترکیبهای تبخال شود.
تبخال بر آوردن لب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه بهر آب از سوز دل بیتاب می گردم که چون تبخال من از تشنگی سیراب می گردم
💡 عفونت: هرگونه عفونت در گردن رحم، مهبل یا عفونت مقاربتی (مانند کلامیدیا، سوزاک یا تبخال تناسلی) میتواند باعث خونریزی در سهماهه اول بارداری شود.
💡 همان بهتر که نگشایی لب پرشکوه ما را چه غیر از خون گره در پرده تبخال می باشد؟
💡 ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یاربها فلک در شعله خفت از شوخی تبخال کوکبها
💡 خارش و درد همراه با قرمزی و تورم منطقه آلوده وجود دارد. تبخالها به صورت تاولهایی نمایان میشود که ممکن است پاره نشوند، سپس زخمی و بعد تبدیل به دلمه گردند.
💡 درمان سندرم تورچ عمدتاً به صورت حمایتی است و به علائم موجود بستگی دارد. برای تبخال و سیتومگالوویروس تجویز دارو یکی از گزینههای درمانی است.